تبليغاتX
انشای تابستانی
تموم شد ترانه٫ به پايان رسيدم٫ اگر گريه كردم٫  اگر دل بريدم

تموم شد ترانه٫ قلم را شكستم...

دوشنبه ۱۸/۴/۱۳۸۶

پانوشت۱:این روز می تونست روز آزادی ما باشه!!

پانوشت ۲:با فیلتر دیگه نمیشه شوخی کرد! می فهمی؟؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 3:21 قبل از ظهر  توسط امیر  | 

سه چهار تا دکه رو سر زدم پیداش نکردم! عادت کرده بودم که همه جا پیداش نمی کنم! عادتی هم نداشتم که قبل از خوندن تیتر روزنامه ٫تیتر روزنامه های دیگه رو بخونم!! آخرین دکه ی روزنامه فروشی ای که همیشه اونجا روزنامه رو پیدا می کردم سر زدم٫ نبود!
پرسیدم هم میهن نداری؟ یه پوزخند زد و گفت: توقیف شده!!!
هم میهن توقیف شد(برای بار دوم!!! ) ولی مگه مهمه؟!

هم ميهن

روزنامه هم ميهن به مديرمسوولي غلامحسين کرباسچي توقيف موقت شد. روز گذشته دادسراي تهران با ارسال نامه يي به کرباسچي اعلام کرد اين روزنامه ديگر اجازه انتشار ندارد.روزنامه هم ميهن در دوره جديد فعاليت خود 43 شماره منتشر کرده است.سعيد مرتضوي دادستان عمومي و انقلاب تهران در نامه يي به صفار هرندي، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، توقيف روزنامه «هم ميهن» و دلايل توقيف آن را اعلام کرد. به گزارش ايسنا، متن نامه دادستان تهران به اين شرح است؛ «احتراماً به استحضار مي رساند شعبه 1083 دادگاه عمومي جزايي تهران در تاريخ 29/11/1385 مبادرت به برگزاري جلسه محاکمه مديرمسوول روزنامه هم ميهن نموده و متعاقب آن طي دادنامه شماره 261 مورخ 20/12/1385 نسبت به محکوميت مديرمسوول آن روزنامه اقدام و راي صادره در تاريخ

16/2/1386 مورد اعتراض وکيل متهم قرار گرفته است. در تاريخ 11/4/1386 پرونده به اين دادسرا ارسال که با ملاحظه صورتجلسه محاکمه علني و مجموع اوراق پرونده موارد ذيل به عنوان ايراد بين قانوني مشهود است.

1- از آقاي غلامحسين کرباسچي قبل از برگزاري جلسه علني محاکمه هيچ گونه تاميني اخذ نشده و قرار تامين کيفري در رابطه با وکيل متهم صادر گرديده و ايشان آن را امضا کرده اند که اساساً صدور قرار تامين کيفري براي وکيل مدافع به جاي متهم، خلاف قانون و موازين آيين دادرسي کيفري است.

2- مطابق اصل 168 قانون اساسي، جلسه محاکمه مطبوعاتي مي بايست در حضور اعضاي محترم هيات منصفه و به صورت علني باشد و مديرمسوول مطابق مسووليتي که در تبصره 4 و 7 ماده 9 قانون مطبوعات بر عهده شخص وي قرار گرفته، در حضور اعضاي هيات منصفه محاکمه گردد. در مانحن في اساساً مديرمسوول در جلسه محاکمه، حاضر نشده و عذر موجهي نيز اعلام نکرده و به رغم اين موضوع، دادگاه به جاي مديرمسوول که متهم پرونده است، وکيل وي را محاکمه و از وي بدون حضور متهم، آخرين دفاع نيز اخذ و پس از اعلام نيز هيات محترم منصفه مبادرت به محکوميت متهم به جزاي نقدي نموده است که مراتب محاکمه و صدور راي به نحوي که در اعتراضيه اين دادستاني خطاب به دادگاه محترم تجديدنظر استان تهران آمده، خلاف موازين آمره قانون آيين دادرسي کيفري اقدام گرديده است لذا محاکمه به نحو مذکور فاقد رسميت قانوني و راي صادره نيز نافذ نيست. بنا علي هذا با توجه به اصرار مديرمسوول روزنامه هم ميهن پس از رفع توقيف طي دادنامه مخدوش و غيرقطعي فوق، به ارتکاب جرايم مذکور در ماده 6 قانون مطبوعات به شرح پرونده هاي متشکله در دادسراي کارکنان دولت و رسانه ها قرار توقيف موقت اين روزنامه تا زمان رسيدگي مجدد به پرونده هاي مذکور صادر و اعلام گرديد بنا به مراتب فوق، مقرر است از ادامه انتشار اين روزنامه جلوگيري به عمل آيد.»غلامحسين کرباسچي، مديرمسوول و صاحب امتياز اين روزنامه درباره توقيف روزنامه و ابلاغ آن به ايسنا گفت؛ دادسرا طي يک ابلاغيه کتبي به ما گفته که ديگر روزنامه منتشر نشود. گفته اند که مراحل دادرسي اشکال داشته است بنابراين روزنامه نبايد منتشر شود. وي درباره اينکه آيا موارد جديدي به عنوان شکايت مطرح شده است، گفت؛ شکايتي به ما ابلاغ نشده است، البته در حکم اشاره شده که بعد از توقيف هم مواردي به عنوان تخلف وجود دارد که پرونده يي در اين باره تشکيل شده است
.(به نقل از اعتماد)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 1:34 قبل از ظهر  توسط امیر  | 

خواب ديدن سياستمداران ايران در مقاطع ‌حساس تاريخي به داستان دنباله‌داري تبديل شده است. برخي از سياستمداران ناخودآگاه تلاش مي‌كنند در كنار عقلانيتي كه در سياست به خرج مي‌دهند، خوابي را هم چاشني تصميم‌گيري‌ها و اتفاقات عمومي كنند تا حادثه سياسي به‌خصوصي، شيرين‌تر و مقبول‌تر از معمول جلوه كند. يكي از مشهورترين خواب‌هاي سياستمداران ايران، خوابي است كه علي‌اكبر ناطق نوري در شب دوم خرداد سال 1376 ديده و خود روايت كرده است.

ناطق نوري در دهه‌فجر سال گذشته در تلويزيون هم دوباره جريان اين خواب را تكرار كرد. او مي‌گفت از روي خوابي كه در شب دوم خرداد ديده، پيش از اعلام نتايج آرا، فهميده كه انتخابات را باخته است: «شب دوم خرداد قبل از خواب به خدا گفتم هرچه صلاح است، انجام بده.

همان موقع به خواب رفتم و حوالي سحر خواب ديدم كه در اقيانوسي پر از امواج سهمگين، در قايقي هستم كه كفي ندارد و من در اين قايق دراز كشيده‌ام. دستم را كه بيرون بردم، ناگهان به ساحل رسيدم و مادرم را ديدم كه گريان است. گفتم حاج‌آقا (پدر) كجا هستند، گفتند، دارند نماز مي‌خوانند.

از خواب كه پريدم اين خواب را تعريف كردم و گفتم كه خيال‌تان جمع باشد؛ در اين انتخابات پيروز نمي‌شويم.» البته همسر يکي از سرداران جنگ هم در همان دوران گفته بود، هنگامي كه در انتخابات رياست‌جمهوري سال 76 مردد مانده بوده به چه كسي راي بدهد، سردار شهيد را در خواب ديده كه به او گفته است، به خاتمي راي بدهد.

جالب اينجاست كه چنين خواب‌هايي معمولا در ايام سرنوشت‌سازي چون انتخابات يا هنگام تصميم‌گيري‌هاي جدي ملي ديده و روايت مي‌شوند. هنگام انتخابات مجلس هفتم هم آيت‌الله خزعلي خوابي را نقل كرد كه چند روزي شرح آن در روزنامه‌ها و سايت‌هاي خبري منعكس مي‌شد.

خزعلي گفته بود كه شبي امام زمان را در خواب ديده است كه فهرست اسامي حدود 70 تن از كانديداهاي نمايندگي مجلس را به‌دست او داده و آنها را به عنوان نمايندگان اصلح معرفي كرده است. گفته‌هاي خزعلي پس از اينكه آيت‌الله مشكيني هم گفت اسامي برخي از كانديداها، امضاي امام زمان را در پاي خود دارد، با اعتراض برخي از سياستمداران روبه‌رو شد.

 همين چند روز پيش هم در نمازجمعه هفته گذشته،‌ دوباره بحث خواب ديدن در ايام انتخابات تازه شد. آيت‌الله جنتي، رئيس شوراي نگهبان از تريبون نمازجمعه تهران خطاب به نمازگزاران گفته است: «يكي از دوستان مي‌گفت در زمان انتخابات در تاكسي از راننده پرسيدم به چه كسي راي مي‌دهي؟ او گفت نمي‌دانم اما مادرم كه چند سال پيش فوت كرده، ديشب به خوابم آمده و گفته به احمدي‌نژاد راي بده. از اين نمونه‌ها بسيار است.»

گفته هاي هفته گذشته جنتي درباره خواب ديدن و معرفي فرد اصلح در خواب با واكنش تند مهدي كروبي روبه‌رو شد. كروبي در پاسخ به جنتي و همه كساني كه سعي مي‌كنند با روايت خوابي، صداقت منتخبان انتخابات يا حقانيت يك اتفاق تاريخي را ثابت كنند، به نقل از امام‌خميني گفته است: «با خواب و معجزه نمي‌توان مملكت را اداره كرد.» اتفاقا خود آقاي كروبي هم از خواب مشهور ديگري شكايت دارد.

كروبي اين بار نه از خواب ديدن كه از خوابيدن شاكي است. او در ايسنا نشست مطبوعاتي‌اي ترتيب داد و خوابي كه خودش آن را «خواب اصحاب‌كهف» ناميده را چنين شرح داد:« تا ساعت پنج صبح 28 خرداد با من تماس مي‌گرفتند و مي‌گفتند، نفر اول هستم.بعد من نماز خواندم و خوابيدم و ساعت هشت از خواب پا شدم كه ناگهان ديدم در طول يكي، دو ساعت جهش رو به پايين داشتم و يكي از آقايان به يك‌باره يك ميليون راي نصيبش شده است.ظاهرا اين خواب، خواب اصحاب‌كهف بود كه يك مرتبه پس از بيدار شدن ورق برگشت. » برخي از سياستمداران همچون آيت‌الله خزعلي به خواب ديدن و تعريف كردن‌ آن در جمع شهره هستند؛ محمد محمدي‌ري‌شهري و علي لاريجاني هم در خاطرات خود كه منتشر كرده‌اند، خواب‌هايي را تعريف كرده‌اند.

اما كساني هم هستند كه تقريبا با روايت كردن خواب خود چندان ميانه‌اي ندارند. اكبر هاشمي‌رفسنجاني و محمد خاتمي از سياستمداراني هستند كه هيچ‌گاه از خواب‌هايي كه ديده‌اند، مايه نگذاشته‌اند.

به جای پا نوشت!!(ب۰ج۰پ۰ن!):

زندگی متعالی یک ایرانی

شش‌ماه گذشته است و مرد 50 ساله هنوز بيكار است. پنج فرزند دارد. دوتاي آنها دانشجو هستند. تابستان است و بحث داغ اوقات فراغت بچه‌ها. پول نيست، شش‌ماه است كه بيكار است. چند روز است كه به خانه نمي‌رود. ساعت پنج عصر دومين روزي است كه به خانه نرفته. در ايستگاه مترو امام خميني در حالي كه فرياد مي‌زند شش‌ماه است بيكارم، خودش را زير واگن‌هاي مترو پرت مي‌كند.

قصه مرد ميانسال فقط قصه او نيست. قصه بيش از دو ميليون بيكاري است كه لابد متاهلند و بچه دانشجو دارند. ديروز روزنامه‌ها نوشتند قرار است ايران الگوي زندگي متعالي معرفي كند.

پ.ن۱:از دیشب(تا اطلاع ثانوی بعدی) انشای تابستانی هر شب به روز میشه...

پ.ن۲:تمام اخباری که نقل میشوند و خواهند شد! به نقل از روزنامه ی هم میهن خواهند بود!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 1:26 قبل از ظهر  توسط امیر  | 

محله نارمك در ميان محله هاي تهران منطقه ناشناسي نيست اما از زماني كه مردم شنيده‌اند سطح قيمت ها در اين منطقه افزايش پيدا نكرده است، نارمك را بيش‌تر از گذشته مي‌شناسند.

شهرت محله نارمك از زماني افزايش يافت كه محمود احمدي‌نژاد دو بار در سخنراني هاي رسمي خود، افزايش قيمت كالاها در تهران را رد كرد و گفت: بياييد از ميدان تره‌بار نزديك ما (نارمك) بخريد.

نارمک مثل همه جای تهران
منزل شخصي رئيس‌جمهور در منطقه اي واقع شده است كه به آن ميدان هفتادودوم مي‌گويند؛ خياباني خلوت و كم‌جمعيت. خودروهاي پارك شده در حاشيه خيابان هفتادودوم اغلب پرايد و پيكان است و اين نشان مي‌دهد، همسايگان رئيس‌جمهور، اغلب مردماني از طبقه متوسطه جامعه هستند. در ميدان‌گاه خيابان هفتادودوم، يك سبزي‌فروشي ديده مي‌شود كه رئيس‌جمهور ظاهرا سبزي و ميوه موردنياز منزل خود را از آنجا تهيه مي‌كند.

مردم خيابان هفتادودوم به ياد ندارند كه محمود احمدي‌نژاد بعد از رياست جمهوري، شخصا خريد كرده باشد اما آنها مي‌گويند، چند بار همسر و فرزندان آقاي احمدي‌نژاد را در خيابان هفتادودوم ديده اند. چند قدم بالاتر از منزل رئيس جمهور خياباني وجود دارد كه همنام يكي از نزديكان محمود احمدي‌نژاد است.

اين خيابان، «محمدرضا رحيمي» نام دارد كه همنام رئيس ديوان محاسبات كشور است كه چندي پيش گزارش‌هاي انفجاري، او واكنش هاي انفجاري‌تر محمود احمدي‌نژاد را در پي داشت و درياي اقتصاد ايران را متلاطم كرد. در خيابان «محمدرضا رحيمي» دو سوپرماركت نزديك به هم وجود دارد و يك قصابي كه آن طرف خيابان قرار گرفته است.

محمود احمدي‌نژاد چند روز پيش در جمع اصناف گفته بود:‌ «ما در محل‌مان كسبه زحمت‌كشي داريم كه بنده اطلاعات مهم اقتصادي را از آنها مي‌گيرم چرا كه آنها در بطن مردم زندگي مي‌كنند و از تمام حواشي خبر دارند. به طور مثال يك قصاب شريف در محل ما هست كه از تمام مشكلات مردم اطلاع دارد٫
بنده هم اطلاعات مهم اقتصادي را از او مي‌گيرم.» او كلام خود را چنين پي‌گرفت؛‌ «اينها در دل مردم قرار دارند و از تمام موضوعات مطلع هستند. تمام اوضاع مالي مردم دست اين افراد است. بسياري از اصناف مخزن اسرار و محل اعتقاد و رجوع مردم هستند و من خودم در حال حاضر بسياري از اطلاعات را از اصناف محل مي‌گيرم. مي‌آيند مي‌گويند فلاني اين اشكال را دارد يا وضع مردم اينگونه است.»

 (در جمع اصناف – 31 خرداد) رئيس‌جمهور همچنين در واكنش به فريادهاي نمايندگان كه قيمت گوجه‌فرنگي را 3000 تومان مي‌دانستند، گفت: بياييد از ميدان تره‌بار نزديك منزل ما بخريد، 1200 تومان است. همين جمله‌هاي آقاي رئيس‌جمهور كافي بود تا ايرانيان، محله نارمك و خيابان محمدرضا رحيمي را بهشت قيمت‌ها بشناسند.

نارمک گران
فروشنده يكي از سوپرماركت‌هاي نزديك منزل رئيس‌جمهور مي‌گويد:روزي 100 نفر از من قيمت مي‌پرسند مگر رئيس‌جمهور چه گفته است؟به گفته او‌ از هفته گذشته قيمت يك حلب روغن نباتي پنج كيلويي 800 تومان گران شده است.
ماست دبه‌اي مارك «خزرشهر» هم 400 تومان افزايش پيدا كرده و بر قيمت نوشابه خانواده هم اضافه شده است.در محله رئيس‌جمهور «كره» پيدا نمي‌شود و شير پاكتي هم 50 تا 100 تومان افزايش قيمت پيدا كرده است.به تبع افزايش قيمت شير، قيمت انواع محصولات لبني از جمله دوغ، ماست، خامه، كره و حتي بستني و انواع دسرهاي شكلاتي هم افزايش يافته است. كمي آن طرف‌تر، يعني در تنها قصابي محل آقاي رئيس‌جمهور،‌ قيمت هر كيلوگرم گوشت بدون چربي 8 هزار تومان است و گوشت معمولي 7 هزار تومان فروش مي‌رود.قصاب محل آقاي احمدي‌نژاد كه رئيس‌جمهور، مهمترين مسائل اقتصادي را با او درميان مي‌گذارد، قيمت هر كيلوگرم گوشت گوساله را 6 هزار و 500 تومان اعلام كرده است. قيمت هر كيلوگرم گوشت مرغ هم در خيابان محمدرضا رحيمي 2هزار و 150 تومان است.

یک زندگی ساده
اگر يك زوج جوان كه تازه زندگي را آغاز كرده‌اند، بخواهند در خيابان محمدرضا رحيمي يا خيابان هفتادودوم زندگي كنند، براي خريد يك واحد كلنگي 30ساله بايد به ازاي هر متر، يك ميليون و 200هزار تومان بپردازند.
قيمت هر متر آپارتمان كه 10 سال از عمر آن مي‌گذرد، در اين منطقه بين يك ميليون و 500 تا يك ميليون و 700هزار تومان است و قيمت آپارتمان نوساز در اين منطقه به تازگي به مرز دوميليون تومان رسيده است.

پس اگر زوج جواني بخواهند در اين منطقه زندگي كنند، براي خريد يك واحد 60متري چندسال ساخت، بايد بين 90 تا 100 ميليون تومان پول كنار بگذارند. قيمت نان بربري كنجدي در اين خيابان، 100 تومان است و پنير تبريزي را مي‌شود كيلويي چهارهزار تومان خريد.

شير پاكتي كه در طول يك هفته گذشته، بين 50 تا 100 تومان افزايش پيدا كرده است، اين روزها سر هر سفره صبحانه‌اي پيدا مي‌شود. بنابراين زوج جوان همسايه آقاي احمدي‌نژاد بايد 650 تومان براي يك پاكت شير بپردازند.

گفتيم كه كره هم نه در محدوده منزل آقاي رئيس‌جمهور كه در هيچ جاي تهران پيدا نمي‌شود اما يك بسته 50گرمي آن را در محدوده نارمك مي‌توان به قيمت 250 تومان خريد. زوج همسايه آقاي احمدي‌نژاد بايد يك كيلو شكر را از سوپرماركت محل، كيلويي 750 تومان بخرند. براي تهيه نهاري ساده، مي‌شود يك كيلو برنج تهيه كرد.

 در منطقه نارمك، هركيلو برنج معمولي، هزارو900 تومان است و قيمت يك قوطي كنسرو مارك شيلتون، 1230 تومان.

نارمک یعنی تهران
«قيمت‌ها افزايش پيدا كرده است. فرقي نمي‌كند. در همه جاي تهران وضع همين است.»اين جمله را يكي از همسايگان رئيس‌جمهور بيان مي‌كند.او مي‌گويد: «من دو زن دارم. يكي از آنها در نارمك خانه دارد و ديگري در پونك. وضع من زياد بد نيست اما زير بار فشار خريدهايي كه يك روز درميان انجام مي‌دهم، كمرم خرد شده است.

 از او مي‌پرسم تورم نارمك بيشتر است يا پونك؟ مي‌گويد فرقي ندارد. تورم تورم است. آقاي احمدي‌نژاد آدم شوخ‌طبعي است. پيش از اينكه ايشان رئيس‌جمهور شوند، گاهي مي‌ديدمشان. سبك شوخي‌هاي ايشان هنوز مثل قديم است.

رئيس‌جمهور راست گفت؟

سطح عمومي قيمت‌ها در شهر تهران، شايد به دليل آنچه عوامل رواني مي‌گويند و شايد به دليل تاثير سياست‌هاي اقتصادي، نسبت به ابتداي سال، به طور متوسط 20 تا 30 درصد افزايش يافته است. درحقيقت پايتخت‌نشينان، كه در ابتداي سال جديد، تورم بهاره را تجربه كرده بودند، درحال حاضر طعم گس تورم تابستانه را مي‌چشند.

 شايد سطح عمومي افزايش قيمت‌ها در سبد بانك مركزي، محسوس و قابل لمس نباشد اما آنها كه اين روزها براي خريد مايحتاج روزانه خود به فروشگاه‌هاي مواد غذايي مراجعه مي‌كنند، حتما با قيمت‌هاي تازه‌اي مواجه مي‌شوند.

نقد سياست‌هاي اقتصادي دولت، در اين گزارش كوتاه نمي‌گنجد. اما زماني كه مي‌خواهيم شوخي كنيم، يادمان باشد آدم‌هايي هستند كه وقتي از نارمك گذر مي‌كنند از كسبه محل مي‌پرسند جدن رئيس‌جمهور راست گفت؟

عليرضا بهداد روزنامه هم ميهن ۱۱ تير ۱۳۸۶ شماره ۴۱

ب.ج.پ.ن: چند وقتيه تند تند آپ(UP!) می کنم. با ین همه سوژه ی جالب(و نه خنده دار!!) حیف نیست آدم هی وبلاگ شو به روز! نکنه!!! آقای رئیس جمهور دمت گررررررررررررم!!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 1:6 قبل از ظهر  توسط امیر  | 

یکی دیگه ام رفت... خیلی زود! تا کی باید مرگ هنرمندامون رو تو غربت ببینیم؟

فرهاد ویگن هایده و ... و حالا مهستی

تابوت مهستی در حال حمل برای خاکسپاری

هیچکی از رفتن من غصه نخورد
هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ آدمی فریاد نشد

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد

وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود
آسمون خوب میدونم مهتابی بود

دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریب و نا شناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه آرزوهاشو باخته بود

چهره هیچ کسی پژمرده نبود
گلا اما همه پژمرده بودن
کسائیکه واسشون مهم بودم
همه شاید یه جوری مرده بودن

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد

وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود
آسمون خوب میدونم مهتابی بود

دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریب و نا شناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه آرزوهاشو باخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه آرزوهاشو باخته بود

یادش گرامی صدایش مانگار و روحش شاد...

تصاويري از مراسم خاكسپاري مهستي

ترانه ی  "به یاد مهستی" با اجرای زیبای لیلا فروهر هلن سپیده و هنگامه رو از اينجا بشنوید و از اینجا دانلود کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 2:52 قبل از ظهر  توسط امیر  |