تبليغاتX
انشای تابستانی
فکر می کنم... سیگارمو روشن می کنم!... یه پک عمیق می زنم... دوباره فکر می کنم... به هیچی نمی رسم!... یه پک عمیق تر می زنم... دوباره فکر نمی کنم!!... این همون معنی هیچی است!!... حالا بهش می رسم!!!...                      سیگارمم داره می سوزه و التماس می کنه که یه پک دیگه٫ زود باش!!

No Smoking!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 4:14 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

اینی که این پایینه می تونه جزو خصوص ترین دیالوگ ها تو زندگی یه آدم عاقل باشه!


من : مي تونم ازت يه چيزي بخوام؟
اون : فقط سريع تر كه كلاسم دير شده مي ترسم ديگه استاد راهم نده!
من : خوب نده! به درک!
اون : بگو ديگه عجله دارم ها!
اون(دوباره) : مي خواي بعدن بگي؟
من : نه! همين الان ميگم.
اون : پس بگو!
من : پس مي گم!
اون : (در اين لحظه اون منتظر بود كه من چيزي بگه!)
من : با من ازدواج مي كني؟!!
اون : چي؟!! (اين چي در حالي گفته شد كه اون اصلن فكرشم نمي كرد!)
من : يعني مي خوام باهام بموني!!
اون : غير ممكنه!!!
نويسنده : غير ممكن كه چيزي نيست!(فقط واسه همين يه جمله اين ديالوگ رو سر هم كردم!!)
براي ادامه ي اين ديالوگ هم شايد بعدن چيزي اضافه كردم ولي غرور اون این اجازه رو به من نداد که من به اون برسن. من و اون هيچ وقت به هم نمي رسن! (اينو مطمئنم!!)

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 3:55 قبل از ظهر  توسط امیر  | 

تقدیم به همه ی اونایی که دو سال پیش تو همچین روزایی گفتن این یکی۱ با همه فرق داره!!

... آن که بر در می کوبد شبا هنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابانند بر گذر گاه ها مستقر
با کوله و ساطوری خون آلود
روزگار غریبی ست نازنین
و تبسم را بر لبها جراحی می کنند
و ترانه را بر دهان
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
کباب قناری بر اتش سوسن و یاس
روزگار غریبی ست نازنین
ابلیس پیروز مست
سور عزای ما را در خانه به سفره نشسته است
خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد...

كانون زنان ايرانی :تذكر ماموران نيروي انتظامي به دختران جوان در مورد بدحجابي باعث درگيري در ميدان هفت تير تهران شد.

يكشنبه صبح و عصر در پي اجراي طرح مبارزه با بدحجابي تعدادي از ماموران وي‍ژه اين طرح با دختران جوان درگير شدند. به گفته شاهدان عيني، ماموران سعي در دستگيري و بازداشت اين زنان داشتند و با مقاومت آنان چند تن از مردان حاضر در ميدان هفت تير نيز با ماموران به بحث پرداختند.

يكي از مغازه داران ميدان هفت تير در اين باره گفت: "ماموران زن به سه دختر25 تا 30 ساله در باره حجابشان تذكر دادند، اما اين تذكر با لحن تندي انجام گرفت كه باعث برانگيختن واكنش آنها شد.
يك پليس زن سعي داشت با كشيدن دست يكي از دختران سعي در سوار كردن او به ماشين داشته باشد، اما او حاضر به سوار شدن نبود. مامور مرد هم با پاي خود به ساق پاي زن جوان زد. اين ماجرا باعث دخالت مردم شد. اين سه زن سرانجام توسط حاضران در ميدان هفت تير از صحنه خارج شدند و با يك ماشين سمند از صحنه دور شدند."

آنها در حالي سوار ماشين شدند كه لباس هايشان در جريان درگيري پاره شده بود و ديگر حجابي بر سر نداشتند.


يكي از رانندگان تاكسي خطي نيز در باره درگيري صبح در ميدان هفت تير گفت: "امروز صبح هم ماموران با رفتار تندي دختر جواني را به دليل بدحجابي كشان كشان سوار خودرو نيروي انتظامي كردند و با خود بردند. فرياد هاي اين دختر جوان اعتراض هاي مردم را نيز برانگيخت."
به گفته او در درگيري بعد از ظهرميان مردم و پليس مادر و دختري كه از سوي ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفتند در حالي كه صورت خونيشان را به ماموران پليس نشان مي دادند در اعتراض به اين نوع برخورد روسري خود را از سر برداشتند."

گفته مي شود اين مادر و دختر با موبايلشان مشغول فيلم برداري از برخورد خشن پليس با زنان بودند.

منبع : کانون زنان ایران

فیلم رو هم از اینجا ببینید

۱ ـ منظور دولت مهرورزه!!!(راستی کدوم مهر؟؟!)


این ها هم اعتراض کردند:

بوی نفی انسانیت - مسعود رفیعی طالقانی   شخصیت انسان‌ها - امیر علیزاده   پای لب گور انسانیت - امیرهمایون پاکبین   بيزاري از ناتواني براي تغيير اوضاع - بي‌بي مهتاب   ببخشيد كه بازي خونين شد - مسيح علي‌نژاد   طالبان در تهران - امير   چه مي‌خواستيم و به چه رسيديم - ياسر    انسان، گرگ انسان - مريم شباني   اسلام طالباني - حنيف مزروعي   فاجعه هفت تير - سرزمين من   امنيت خونين - مرجان نمازي   جمهوري وحشت - فرهمند   كجايند شيعيان علي؟ - مجاهدت   خشونت خشونت است و پليدي پليدي - اميرمسعود   وحشي،وحشي‌تر،‌وحشي‌ترين -درون و برون   نقاب انسانيت بر چه پيكري؟ - سميك   ميدان را نبايد خالي كرد - من مثل هيچكس   پيام‌آوران امنيت طالباني - سيامك قاسمي   ديروز امروز و شايد فردا - پابرهنه در بهشت   حركت وبلاگ‌نويسان ايراني عليه خشونت پليس - كمانگير   روايت ماجرا - آرتين   كجا زندگي مي‌كنيم؟ - فهيمه خضرحيدري   هفت تير بوي خون مي‌داد - سعيد پورحيدر   آقاي دادستان محترم - بازهم از سر نو   از توحش بيزاريم - جمهور   يك تار مو فاصله - مژگان جمشيدي   از ايران خسته شدم - ميترا خلعتبري   ناامني اجتماعي - سهام‌الدين فراهاني   درگيري شديد پليس و زنان - پرستود   دستاوردهاي مهرورزي - داود روشني   از ماست كه بر ماست - روشنك

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 1:18 قبل از ظهر  توسط امیر  |